زلزله نوعی وحشت هستش برای مردم ....
اما من زمانی که زلزله اومد فقط خاطرات یادم اومد ....
آهنگ سیاوش ٬ جهان کودک ٬ مردم وحشت زده ٬ ما سرخوش ....
جالبه ٬ در دوره ای که ما ٬ ما نیستیم ٬ من ٬ از ما بودن قدیم لذت می برم ...
جالبتر اینکه ٬ خیلی وقت هستش که ما بودن دیگه لذت نداره ٬ ولی چرا؟
وقتی که رو کاغذ ببینی همه چیز قشنگه ٬ اصلا دو تا موجود برای هم خلق شدن ٬ اما توی واقعیت این دوتا موجود با هم هماهنگ نشدن ....
چه کردیم ٬ چه کردم ٬ چه کرد که همه چیز برخلاف روال واقعیش پیش رفت ... و الان جز خاطرات شیرین و غیرقابل دسترسی چیزی نمونده ...
آیا فقط ما مقصر بودیم ....
این جمله رو هنوز دوست دارم ...
کاری نکن که آدمایی که دوستت دارن بگذارند بروند و روزی برسه که هیچکی دوستت نداشته باشه
|